نسخه چاپي

اگر شخصی معتقد به حساب و کتاب نباشد اعمال خود را کنترل نخواهد کرد.

حجت الاسلام و المسلمین سید مهدی قریشی در تفسیر آیات 29 و 30 سوره انعام گفت: اگر انسان معتقد باشد که حساب و کتابی در کار نیست و از من حساب نخواهند خواست و چند روز زندگی خواهم کرد و بعد خواهم مرد و از دنیا خواهم رفت، در این صورت این شخص اعمال خود را کنترل نخواهد کرد و هر کار دلش خواست خواهد کرد.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

سوره انعام آیه 29 و 30

وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ (29) وَ لَوْ تَريإِذْ وُقِفُوا عَليرَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَليوَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ(30)

در آیات قبل خداوند در مورد عده ای بیان کردند که آن ها به پروردگار تبارک و تعالی معتقد نیستند و مشرک هستند و جریان آن ها را خداوند بیان کردند و این مسئله را خداوند متذکر شدند که وقتی قیامت شود و آن ها دچار عذاب شوند پشیمان خواهند شد و خواهند گفت ای کاش دوباره به دنیا باز می گشتیم و ایمان می آوردیم و انسان های خوبی می شدیم.

خداوند می فرمایند: آن ها اگر دوباره به دنیا بازمی گشتند دوباره ایمان نمی آوردند و به فسق و فجور و اعمال بد ادامه می دادند.

و این در جلسات قبل توضیح داده شد که چرا به این کیفیت است، چون در آخرت مباحث آشکار می شود اما در دنیا به روی آن ها به نوعی پرده کشیده می شود و انسان معصیت که می کند عذاب و عقاب آن معصیت را نمی بیند اما در آخرت خواهد دید و این مسئله برایش کشف خواهد شد و خواهد گفت: ای کاش مرا به دنیا باز می گرداندند و من انسان خوبی می شدم.

خداوند می فرمایند: «لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ» آن ها اگر به دنیا بازگردانده می شدند باز همان کارها را انجام می دادند، چون وقتی به دنیا بازگردانده شود دوباره بروی مسائل پرده کشیده می شد و مانند الان می شد که انسان معصیت می کند و فکر نمی کند که پشت سر این معصیت عذاب هست.

خداوند متعال در این دو آیه شریفه به این مضمون می فرمایند: در حقیقت علت این مسئله که آن ها معصیت می کنند و اهل گناه هستند این است که به آخرت ایمان ندارند و وقتی به آن ها از آخرت گفته می شود می گویند که فقط این زندگی هست و بعد از زندگی از بین خواهیم رفت و قیامت و زندگانی دیگری نیست که ما زنده شویم و از اعمالمان بازخواست شود.

خداوند می فرمایند: اما اگر آن ها را در روز قیامت ببینی و وقتی زنده شدند و در محضر خداوند قرار گرفتند و آن ها را  در کنار آتش حاضر کردند، قسم خواهند خورد که قسم به پروردگار ما این ها حق و حقیقت است و قیامت واقعاً وجود دارد.

ظاهر و عمده نظر آیات این است که بشر زمانی پشیمان خواهد شد که فایده ای ندارد و از عذاب و عقاب رهایی نخواهد یافت، لذا انسان باید الان و قبل از آن که فرصت از دست برود هوش و حواسش سر جایش باشد اما بعد از آنکه فرصت از دست برود انسان نمی تواند سعادت خود را رقم بزند.

وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلاَّ حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثينَ: و آن ها (کسانی که کافر بودند و قیامت را تکذیب می کردند) گفتند (در حیات دنیوی) نیست این زندگی مگر زندگی دنیوی و نیستیم ما از بر انگیخته شدگان.

خداوند در آیات قبل فرموده اند که ای پیامبر به حرف های تو گوش می دهند اما در دلشان پرده هست و حقایق را نمی فهمند و قبول نمی کنند و هم خودشان از پیامبر دوری می جویند و هم دیگران را نهی می کنند، به هر حال آن ها به آیات و گفته های خداوند ایمان ندارند.

منظور این است که قیامت و حساب و کتابی وجود ندارد و فقط زندگی دنیا هست و در دنیا زندگی می کنیم و بعد از آن تمام خواهیم شد و از بین می رویم.

مستحضر هستید آنچه که در تربیت انسان بیش از حد موثر است و کنترل کننده ی اعمال انسان را است، مسئله حساب و کتاب است اگر انسان معتقد باشد که حساب و کتابی در کار نیست و از من حساب نخواهند خواست و چند روز زندگی خواهم کرد و بعد خواهم مرد و از دنیا خواهم رفت، در این صورت این شخص اعمال خود را کنترل نخواهد کرد و هر کار دلش خواست خواهد کرد و درست این است که اگر خیانت نکند و هر کار دلش خواست انجام ندهند این شخص انسان عاقلی نیست.

انسان عاقل اگر به قیامت معتقد نباشد از این هفتاد، هشتاد سال باید استفاده کند و هر طور دلش خواست انجام دهد و برای خود لذت ببرد، آنچه که جلو انسان را می گیرد و باعث می شود که عقل انسان از ظلم به دیگران، تعدی به مال و ناموس مردم او را نهی کند همین حسابرسی است که انسان بگوید اگر من این کارها را انجام دهم فردا باید حساب پس بدهم و در مقابل این اعمال تنبه شوم.

اما خیر اگر اینطور نباشد و دنیا میدانی باشد که هر کس پنجاه، شصت سال عمر بکند و هر کس هر کاری دلش خواست انجام دهد و بعد تمام شود و هیچ کس با او کاری نداشته باشد، در این صورت واقعیت این است که از این فرصت استفاده خواهد کرد، یعنی اگر استفاده نکند عقل ندارد و دیوانه است.

اگر بیت المال را فرض کنیم که هیچ کس از آن نه در دنیا و نه در آخرت حساب و کتاب نمی خواهد، هر مقدار از بیت المال که در دست هر کس هست می تواند برداشت کند و از آن استفاده کند و لذت ببرد و حسابرسی هم وجود ندارد و کسی هم نخواهد گفت که چرا این کار را کردی؟، انسان اگر این کار را نکند دیوانه است.

آنچه که جلوی انسان را می گیرد و مانع انسان می شود این است که می داند که اگر از این بیت المال برداشت کند او را محاکمه خواهند کرد و به زندان خواهند انداخت و در قیامت عذاب خواهند کرد، این است که جلوی انسان را می گیرد و الا اگر انسان این موضوع را حذف کند، چقدر انسان می تواند خود را کنترل نماید، آنچه که باعث کنترل است مسئله حساب و کتاب است.

این ها همه به خاطر این است که قیامت و حساب و کتابی است اما بعد از آنکه قیامت را برداشته شود و من می توانم لذت ببرم چرا لذت نبرم، من می توانم زندگی خوبی برای خودم با مال و اموال دیگران فراهم کنم چرا نکنم، لذا اساس مسئله عبارت از مسئله آخرت است که خداوند در قرآن می فرمایند: در روز قیامت اهل عذاب به این علت اهل عذاب خواهند بود چون «بِمَا نَسُوا يَوْمَ الْحِسَابِ» روز حساب را فراموش کردند.

اگر حساب و کتاب نباشد در این صورت انسان باید یزید باشد، امام حسین شدن سفاهت است، آنچه که جلو انسان را می گیرد مسئله قیامت است لذا ما باید اعتقاد خود را به قیامت محکم تر بکنیم و هی آخرت را به خودمان تذکر دهیم، هر کس آخرت را زیاد یاد کند به همان اندازه اهل حساب و کتاب خواهد بود.

وَ لَوْ تَريإِذْ وُقِفُوا عَليرَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَليوَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ: و اگر ببینی زمانی که نگه داشته شده اند در محضر پروردگار، می گوید آیا این حق نیست، خواهند گفت بلی و قسم به پروردگارمان و فرشته پروردگار خواهد گفت پس بچشید عذاب را به خاطر آنچه که به آن کافر بودید.

«قالَ» بعضی از مفسران می گویند که خداوند می گوید و بعضی دیگر می گویند که ملک و فرشته از طرف خداوند می گوید.

به آن ها گفته خواهد شد حالا که از قبرها مبعوث شده اید آیا این حق نیست وقتی در دنیا می گفتید قیامتی وجود ندارد، الان که همه از قبر برخواسته اید این حق است یا حق نیست، در آن صورت نه تنها خواهند گفت بلی بلکه فوراً به خداوند نیز اعتقاد پیدا خواهند کرد.

خداوند در سوره مبارکه یاسین می فرمایند: آن هایی که قیامت را قبول نمی کنند و کافر هستند، می پرسند که اگر شما می گویید قیامت حق است این قیامت چه زمانی است، اگر شما راست می گویید این قیامت چه زمانی است، خداوند به آن ها می فرمایند: «مَا يَنظُرُونَ إِلَّا صَيْحَةً وَاحِدَةً تَأْخُذُهُمْ وَ هُمْ يَخِصِّمُونَ» اگر قیامت شروع شود و آن صیحه این ها را فرا بگیرد در حالی که با یکدیگر در حال مخاصمه هستند، «فَلاَ يَسْتَطِيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لاَ إِلَي أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ» نه وصیتی می توانند بکنند و نه می توانند به خانه هایشان برگردند، «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَإِذا هُمْ مِنَ الْأَجْداثِ إِلي‏ رَبِّهِمْ يَنْسِلُونَ» نفخ صور می شود و همه از قبرهایشان بر می خیزند و به سمت خداوند می روند، «قالُوا يا وَيْلَنا مَنْ بَعَثَنا مِنْ مَرْقَدِنا هذا ما وَعَدَ الرَّحْمنُ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلُونَ» می گویند ای وای برما چه کسی ما را از قبرهایمان بیرون کشید این همان چیزی بود که خداوند رحمان وعده داده بود و پیامبران راست می گفتند.

در شان نزول این آیات بعضی از افراد یکسری حرف هایی بیان کرده اند که این حرف ها صحیح و درست نیست، مخصوصاً آیه 26 سوره که می فرمایند: «وَهُمْ يَنْهَوْنَ عَنْهُ وَيَنْأَوْنَ عَنْهُ وَإِنْ يُهْلِكُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ» کافران کسانی هستند که هم مردم را از پیامبر نهی می کنند و هم خودشان از پیامبر فرار می کنند و آن ها هلاک نمی کنند مگر خودشان را و شعور هم نمی کنند.

انسان اگر خود به پیامبر نزدیک نشود و دیگران را نیز از پیامبر نهی کند بدبخت می شود، انسان اگر مریض شود و به پزشک مراجعه نکند خود را بدبخت می کند چون اگر می رفت با یک دارو درمان می شد.

بعضی از مفسران بی انصافی کرده اند و یک مسئله را مطرح کرده اند و آن هم این است که گفته اند این آیه در مورد حضرت ابوطالب پدر حضرت علی علیه السلام نازل شده است، آن هایی که با اهل بیت مخصوصاً با امیرالمومنین دشمن هستند، در شان نزول این آیه گفته اند که این آیه در شان نزول حضرت ابوطالب نازل شده است.

شیعه و اهل سنت معتقد هستند که پدر حضرت امیرالمومنین از پیامبر از همان اول تا آخر عمر حمایت کرده است، اختلاف اینجاست که شیعه معتقد است که حضرت ابوطالب نه تنها از پیامبر حمایت کرد به پیامبر ایمان هم آورده بود و حمایت از پیامبر را برای خود وظیفه شرعی می دانست، اما بعضی از افراد می گویند که حضرت ابوطالب از پیامبر به خاطر فامیل بودن حمایت کرد.

بعضی ها معتقد بودند که حضرت ابوطالب ایمان نیاورده بود و مسلمان نبود مخصوصاً همین وهابیان در خود عربستان، قبل از انقلاب یک نفر عرب کتاب نوشت با عنوان "ابوطالب مومن قریش" و در آن اثبات کرد که حضرت ابوطالب مومن بود و به پیامبر ایمان آورده بود، او را دستگیر و محکوم به اعدام کردند، در آن زمان علمای شیعه به این موضوع اعتراض کردند و در نهایت او را به حبس عبد محکوم کردند و بعداً بعد از مدتی در اثر این اعتراضات او را آزاد کردند و او از عربستان فرار کرد.

برای ایمان حضرت ابوطالب ما دلایل مفصل و زیادی داریم و مرحوم علامه امینی در الغدیر بیش از سی جلد کتاب نام می برد که در همه آن ها در مورد اثبات ایمان حضرت ابوطالب نوشته شده است، دلیل ما برای ایمان حضرت ابوطالب زیاد است از جمله شعرهای حضرت ابوطالب، اقرار یکی از راه های مشخص شدن مسلمانی است اگر یک نفر نزد ما اقرار به مسلمانی کند مسلمان است.

اولین دلیل برای ایمان حضرت ابوطالب عبارت است از اشعاری که از حضرت ابوطالب نه تنها در منابع شیعه بلکه در منابع اهل سنت نیز نقل شده است، صراحتاً ایمان خود را اعلام کرده است، برای نمونه در کتاب سیره ابن حشام، اشعار حضرت ابوطالب آمده است:

و لقد علمت ان دين محمد ص‌             من خير اديان البرية دينا

من این را می دانم که دین محمد از تمام دین ها بهتر است.

ا لم تعلموا انا وجدنا محمدا                 رسولا كموسى خط فى اول الكتب

آیا مردم نمی داند که ما پیامبر بزرگوار اسلام را پیامبر پیدا کرده ایم مانند حضرت موسی در حالی که در کتب گذشته نام او ثبت شده است.

دلیل دوم فرمایشات اهل بیت است، شاهد برای ایمان یک نفر از امام معصوم بالاتر می شود پیدا کرد، امامان معصوم در این زمینه به صراحت بیان کرده اند که حضرت ابوطالب مومن بود و به پیامبر ایمان آورده بود، روایتی از کتاب بحارالانوار خدمتتان می خوانم:

حضرت عبدالعظیم حسنی که قبر شریف این برزگوار در شهر ری است، نامه ای به امام رضا علیه السلام می نویسد و این مسئله را می گوید:

‌»عرفنی یا بن رسول الله عن الخبر المروی أن أبا طالب فی ضحضاح من نار یغلی منه دماغه»

روایت می کنند که حضرت ابوطالب در جهنم در حال عذاب است.

امام رضا علیه السلام به صورت کتبی به او نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم، أما بعد: فإنک إن شککت فی إیمان أبی طالب کان مصیرک إلى النار»

اگر تو شک بر ایمان ابوطالب داشته باشی مسیر تو آتش است.

روایات زیادی در این مورد داریم، این روایت از امام صادق علیه السلام است، حضرت فرموده اند:

«کذب أعداء الله، إن أبا طالب من رفقاء النبیین والصدیقین والشهداء والصالحین وحسن أولئک رفیقا»

دشمنان خداوند دروغ گفته اند که ابوطالب مومن نبود، حضرت ابوطالب رفیق پیامبران، صدیقین، شهدا و صالحین خواهد بود.

امیرالمومنین علیه السلام در این مورد می فرمایند:

«كَانَ وَ اللَّهِ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ يَأْمُرُ أَنْ يُحَجَّ عن أبي طالب فِي حَيَاتِهِ»

حضرت اشخاصی را می فرستادند از مدینه به مکه بروند و از جانب حضرت ابوطالب حج به جا بیاورند.

این در حالی است که اگر حضرت ابوطالب مشرک بود کسی نمی توانست از جانب او عملی انجام دهد چون انسان نمی تواند از طرف انسان مشرک عملی انجام دهد، از جانب انسان غیر مسلمان نماز و قرآن خواندن و سایر اعمال جایز نیست.

متاسفانه عده ای از روی بغض و کینه نسبت به حضرت امیرالمومنین و برای اینکه نهایت دشمنی خود را با او نشان دهند این نسبت را به پدر حضرت داده بودند.


پیگیری در آپارات پیگیری در لنزور محبوبیت گوگل عضویت در کانال تلگرام فيسنما ارسال به دیگ ارسال به افسران ارسال به کلوب

تاریخ درج: 1396/09/18
© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.


در صورت مقدور بودن نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

"پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.

" پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی " از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





آدرس: اروميه ، بلوار رسالت ، خيابان شهيد نوري (گلديس) ، جنب مصلي  بزرگ امام خميني (ره) ، دفتر امام جمعه اروميه

شماره تماس :  32358091-044                 فاکس : 32358092-044

پست الکترونيکي : info@sebghah.ir                  سامانه پيام کوتاه : 50001916


© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.