نسخه چاپي

خطبه های نماز جمعه ارومیه - 96/10/29

 

بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه اول:

سَلامُ علیکم وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم، اَلحَمْدُ وَ الثَّنَاءِ رَبِ العَالَمِین، ثُمَ اَلصَّلَاهِ وَ اَلسَلَام عَلَی بَشِیرِ النَّذِیر وَ السِرَاجِ الْمُنِیر وَ دَاعِیاً اِلَی الله بِاِذْنِهِ، نُورُ الله السَّاطِع وَ ضِیاءِ اللَّامِع وَ عُرْوَهِ الْوُثْقَی وَ الْمَثَلِلْ اَعْلَاء وَ الْمُفَضَّلِ عَلَی جَمِیعِ الْوَرَاء، مُحَمَّدٍ النَّبِئ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علی آلِهِ الطیبین الطاهرین، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ، من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ، اوصيکم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ.

خودم و شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی، اطاعت از دستورات خداوند و پرهیزاز محرماتالهیدعوت می کنم، تنها راه نجات انسان ها تبعیت از دستورات خداوند و پرهیز از گناهان است، از درگاه خداوند متعال می خواهیم که ما را با تقوا زنده نگه دارد، با تقوا از این دنیا ببرد و ان شاء الله در ضمره متقین در روز قیامت مبعوث کند.

اگر در خاطر شریفتان باشد بحثمان راجع به مباحث معاد بود با این مبنا که یاد آخرت، قیامت و جهان باقی در وجود انسان تقوا را نهادینه کرده و ترس از خدا را در وجود انسان تثبیت می کند و باعث می شود انسان خوب تربیت شود تا ان شاء الله انسان اهل نجات و رحمت شود.

در بحثهایمان مقداری از مباحث عالم برزخ را خدمتتان عرض کردم و به مباحث معاد رسیدیم، عرض شد وقتی عالممی خواهدبه آخر برسد خداوند متعال صیحه ای می فرستد و تمام موجودات از بین می رود و دوباره پروردگار تبارک و تعالی صیحه ای ایجاد کرده و نفخ صوری صورت می گیرد و تمام موجودات و تمام انسان ها سر از خاک بیرون آورده و در محضر الهی و در مقابل میز محاکمه عمومی الهی آماده می شوند.

این صحنه ها را هفته پیش عرض می کردم و روایتی از وجود پیامبر بزرگوار اسلام (ص(عرض کردم که حضرت در مورد عده ای فرموده اند:"عده ای در قیامت با چهره ها و قیافه های خاصی حاضر می شوند، رباخواران در یک قیافه، حرام خواران در یک قیافه، قاضی یا عالم سوء که عالم بدی است و حرف و عملش با هم نمی خواند در یک قیافه، حاکم جور در یک قیافه و کسی که همسایه خود را اذیت کرده در یک قیافه دیگر محشور می شوند".

امروز از سوره مبارکه قاف راجع به عرصه قیامت چند آیه تبرکاً و تیمناً عرض می کنم که امیدوارم در گوینده و شنونده اثر گذار باشد، خداوند متعال در سوره مبارکه قاف که سوره پنجاهم قرآن است می فرماید:

وَنُفِخَ فِي الصُّورِ ذَلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ (20)

وقتی نفخ صور شود (که ظاهراً نفخ صور دوم است)، در شیپور دمیده می شود و این همان روز وعید است، یعنی عذاب ها و عقوبت هایی که خداوند متعال در دنیا از آنها برحذر می داشت، همه به عرصه می آیند و انسان آنها را مشاهده می کند.

وَجَاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا سَائِقٌ وَشَهِيدٌ (21)

هر شخصی که به عرصات محشر می آید شخصی با او به عنوان سائق می آید، سائق یعنی کسی که سوق می دهد و به حرکت در می آورد و شخصی هم به عنوان شاهد همراه او می آید که در عرصه قیامت و در محضر خدا به اعمال او شهادت میدهد.

لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هَذَا فَكَشَفْنَا عَنْكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ (22)

از جانب خداوند به انسان ندا خواهد آمد: تو در دنیا در غفلت بودی و از این عرصه چیزی نمی دانستی و غافل بودی که قیامت خواهد شد و در عرصات محشر پای میز محاکمه خواهی آمد، این پرده غفلت را کنار کشیدیم و امروز چشم تو تیز شده است و هر چه خداوند در دنیا گفته بود امروز می بینی.

وَقَالَ قَرِينُهُ هَذَا مَا لَدَيَّ عَتِيدٌ (23)

آن فرشته ای که نزد او است و موظف است اعمال او را نوشته و ثبت کند می گوید پروردگارا هر آنچه انجام داده، اینجا آماده است که همه را نوشته و حاضر کرده ام .

أَلْقِيَا فِي جَهَنَّمَ كُلَّ كَفَّارٍ عَنِيدٍ (24)

از جانب خداوند به آن فرشته ای که شاهد اعمال او بود و اعمال او را نوشته است خطاب می آید، هر چه ناسپاسی که انسان عنود بود و سخن حق رانمی شنید و لجاجت می کرد و نمی پذیرفت را بیاندازید.

مَنَّاعٍ لِلْخَيْرِ مُعْتَدٍ مُرِيبٍ (25)

انسان ناسپاسی که در دنیا مردم را از کارهای خوب منعمی کرد و خودش کار خوب انجام نمی داد دیگران را هم منع می کرد و تجاوزکار بود و کسی بود که هم خودش شک می کرد و هم در دل مردم نسبت به قیامت و آخرت و خداوند شک ایجاد می کرد از طرف خداوند ندا می آید که او را در آتش جهنم بیاندازید.

الَّذِي جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَأَلْقِيَاهُ فِي الْعَذَابِ الشَّدِيدِ (26)

او که غیر خدا را عبادت کرد و به خدا شریک قائل شد او را در عذاب شدید بیاندازید.

قَالَ قَرِينُهُ رَبَّنَا مَا أَطْغَيْتُهُ وَلَكِنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ بَعِيدٍ (27)

هم در روایات و هم در ظاهر آیات این چنین است که هر شخص یک شیطان دارد که کارش وسوسه کردن است و انسان را به کارهای بد وسوسه می کند، از آیه معلوم است که این شیطان نیز با انسان است و این شیطان وقتی می بیند که این فرد و او را به سمت آتش جهنم می برند، می گوید خدایا من این فرد را از راه گمراه نکرده ام، خودش فرد گمراهی بود من او را به طغیان نکشیده ام.

معلوم است که این فرد و شیطان با هم جر و بحث خواهند کرد، این فرد می گوید تو مرا به گمراهی کشیدی و شیطان به او می گوید نه من این کار را نکردم و بعد شیطان به خداوند خطاب می کند که من او را گمراه نکردم او خود زمینه گمراهی داشت و آدم بدی بود.

قَالَ لَا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ (28)

خداوند تعالی خطاب می کند که در نزد من جر و بحث نکنید من در دنیا گفته بودم که اگر آدم بدی باشید در آخرت آتش جهنم است.

مَا يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَمَا أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ (29)

و وعده ای که من داده ام به انسان های بد و کافران که جهنم را از وجودشان پر کنم تغییر ناپذیر است و من به کسی ستم نمی کنم اعمال خودشان باعث شده است.

يَوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ (30)

بعد خداوند می گوید به جهنم خطاب می کنم که آیا از انسان های بد پر شدی؟ جهنم می گوید خدایا اگر باز هم آدم های بدی هست بده تا آنها را بسوزانم، جهنم درک و شعور خواهد داشت و خواهد گفت خدایا بده دشمنانت را بسوزانم کسانی را که تو عمری به آن ها نعمت دادی و آن ها فقط کفران کردند که باید آن ها سوزانده شوند.

وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ (31)

در این حال به افراد متقی بهشت نزدیک می شود تا قدم بر می دارند وارد بهشت می شوند.

هَذَا مَا تُوعَدُونَ لِكُلِّ أَوَّابٍ حَفِيظٍ (32)

خداوند به آن ها می فرماید این همان بهشتی است که در دنیا من و پیامبر صلوات الله علیها به شما وعده داده بودیم، به هر آن کسی در دنیا زیاد به طرف خداوند باز گردد و با اعضا و جوارح احکام الهی را حفظ کند این بهشت برای او آماده است.

مَنْ خَشِيَ الرَّحْمَنَ بِالْغَيْبِ وَجَاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ (33)

هر کس که در دنیا از عذاب و جهنم خدا می ترسید و الان با قلبی آمده که از خدا فرار نمی کند و به سمت خدا بر می گردد.

ادْخُلُوهَا بِسَلَامٍ ذَلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ (34)

چه جمله زیبایی است از طرف خداوند ندا می آید که ای بنده های خوب من وارد این بهشت شوید که همیشه در این بهشت و این نعمت می مانید، در بهترین نعمت ها همیشه می مانید با سلامت وارد شوید.

برخی نظرشان این است که خداوند تعالی به آن ها سلام می دهد «سَلامٌ قَوْلاً مِنْ رَبّ رَحِیم» و خداوند به آن ها خوشامد خواهد گفت.

لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ (35)

خداوند می فرمایند هر چه بخواهند برای آن ها در بهشت خدا به آن ها می دهد و ما بر آن اضافه می کنم، حتی نعمت هایی که به فکرشان نمی رسد از خداوند بخواهند بیشتر از آن را اضافه می کنیم.

یک وقت فردی بهشت را درک می کند و می داند چه بخواهد و یک وقت برخی نعمت ها هست که اصلا فکرش هم به آن نمی رسد.

از پیامبر روایت هست که در قیامت خداوند در بهشت نعمت هایی خواهد داد که «لا عَین رَأتْ وَلا اُذُن سَمِعَتْ وَلا خَطَرَ عَلی قَلْبِ بَشَر» نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به فکر کسی رسیده، خدا چنین نعمت هایی را می دهد که بهشتیان در محضر خداوند از آن ها بهره مند شود.

عزیزان اول به خودم بعد به شما عرض می کنم، دنیا همین گونه است و انسان همیشه بر سر دو راهی است و باید بهشت را انتخاب کند، وقتی اذان می دهد خداوند به انسان می گوید به سمت نماز بیا و شیطان می گوید برو دنبال خرید و فروش و چند تومان پول جمع کن، نامحرم رد می شود خدا می گوید نگاه نکن شیطان می گوید چشمت را پر کن از نگاه به نامحرم و از او استفاده کن، رشوه را روی میز می گذارند خدا می گوید رشوه نخور حرام است در آتش می سوزی، شیطان می گوید آن را توی جیبت بگذار، خدا می گوید با خانواده ات، زن و فرزندت درست رفتار کن و حق و حقوق آن ها را رعایت کن، شیطان می گوید زور بگو.

یکی جهنم است یکی بهشت، الان ما بر سر دو راهی هستیم، الان باید انتخاب کنیم و گرنه بعد از آن که کار از کار گذشت هیچ کاری نمی توان انجام داد، خداوند می فرمایند «ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ» رای من عوض نمی شود که در دنیا بگویم افراد بد را به جهنم و خوب را به بهشت می برم و بعد درآخرت افراد بد را هم به بهشت ببرم، عوض نمی شود غیر قابل تغییر است لذا الان باید چاره ای بیاندیشیم.

مباحثی که در مورد خانواده مطرح بود و بعضی از آن ها را خدمتتان عرض کرده بودم و مقداری آماده کرده ام، چون می خواهم در خطبه دوم مباحثی را مطرح کنم و چند دقیقه ای وقتتان را بگیرم و ممکن است کمی طولانی تر شود به همین اندازه کفایت می کنم، ان شاء الله در خطبه های آینده اگر خداوند توفیق دهد خدمتتان عرض میکنم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (4)

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم ، الْحَمْدُ وَ الثنا لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ علی سَيِّدَنَا و حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ ، الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ ، وَ الرَّسُولِ المصدد الْمُصْطَفِي الْأَمْجَدِ أَبِي الْقَاسِمِ مُصْطَفی مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علی آلِهِ الطیبین الطاهرین ، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ ، من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ، اُوصِيکُم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ.

خودم و شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی، اطاعت از دستورات خداوند و پرهیزاز محرماتالهیدعوت می کنم، تنها راه نجات انسان ها تبعیت از دستورات خداوند و پرهیز از گناهان است، از درگاه خداوند متعال می خواهیم که ما را با تقوا زنده نگه دارد، با تقوا از این دنیا ببرد و ان شاء الله در ضمره متقین در روز قیامت مبعوث کند.

در خطبه دوم لازم است چند مسئله خدمتتان عرض نمایم:

مسئله اول:

امروز ۱۹ ژانویه و در حقیقت سالروز وحدت مسلمانان قفقاز و همه آذری های جهان است و برای آن ها که زبانشان آذری است امروز روز وحدت مسلمانان آذری زبان است.

در سال ۱۹۹۰ از آذربایجان مسلمانان آذری به سمت ایران آمده و از مرزها رد شده و با ایرانیان اعلام وحدت کردند و نشان دادند با وجود حدود ۷۰ سال حکومت کمونیستی که در روسیه و شوروی حاکم بود و با دین و اسلام و اهل بیتعلیهما السلاممبارزه می کردند، اسلام را از دست نداده اند، اسلام و تشیع کاملاً حفظ شده است و مودت و محبت اهل بیت علیهما السلام در دل آن ها کاملا باقی است.

آمدند و شروع کردند با ایرانیان به نماز خواندن، امروز روز وحدت مسلمانان آذری زبان کل کره خاکی است، لذا ما باید این روز را مهم بدانیم و کاملا وحدت خود را بر اساس اسلام، تشیع و عشق و علاقهبه کشور مقدس جمهوری اسلامی حفظ کرده و به دنیا نشان دهیم.

مسئله دوم:

19دی ماه روز ملی هوای پاک است، یعنی ما باید در سالم ماندن هوا و فضا تلاش کنیم و زحمت بکشیم و نگذاریم هوا آلوده شود.

یک سری از نعمت ها هستند که این نعمت ها همگانی و عمومی هستند، بعضی نعمت ها فردی است، مال خود من، شما یا هر فرد دیگر است، اما بعضی نعمت ها، نعمت های عمومی است و ما حق تعدی به نعمت های عمومی را نداریم، آب نعمت عمومی هست یک دفعه هست طرف اصراف می کند آب اضافه مصرف می کند و می گوید خوشم می آید پولش را می دهم، این کار غلطی است چون اسراف و گناه هست اما آب تنها مال من نیست که هر چقدر خوشم آمد مصرف کنم، آب مال همه است، خاک مال همه است و من نمی توانم خاک را ضایع کنم ولو در باغ یا باغچه خودم باشد.

هوای سالم هم همینطور است، همنطور که دیدید در شهر ما و در چند شهر دیگر در کشور مدارس و در بعضی از شهرها ادارات تعطیل شد، در شهر ما کارخانه های زیادی نیست، همه ما باید تلاش کنیم و زحمت بکشیم هوا متعلق به همه انسان ها و نعمت عمومی پروردگار است ما باید این نعمت را حفظ کنیم.

چرا ما پیاده روی را ترک کرده ایم، تنبلی در وجود ما حاکم شده است در حالی که پیاده روی هم برای سلامتی مفید است و هم نمی گذارد هوا آلوده شود، انسان وقتی می خواهد به تنهایی جایی برود ماشین نبرد و هوا را آلوده نکند و از وسیله های عمومی استفاده کند.

من به آمار برخی از کشورها نگاه می کردم بیش از تعداد کل جمعیت آن کشور دوچرخه وجود داشت، با اینکه کشورهای پیشرفته ای هستند اما همه از دوچرخه استفاده می کردند چرا که هم برای حفظ سلامتی و هم هوا پاکیزه باشد، منطقه ما از بهترین مناطق کشور است، اما چرا باید در اینجا هوا آلوده باشد؟

جناب آقای شهردار حضور دارد، شهردار، شورای شهر وهمه باید برای نو سازی ناوگان حمل و نقل عمومی تلاش کنند، باید به اینها اهمیت داد اینها جمع شده و باعث آلودگی هوا می شود که هم برای خودمان صدمه دارد و از طرفی افراد مسن و بیمار وقتی این هوای آلوده را که من باعث شده ام را استنشاق می کند خدایی نا کرده صدمه ای به او بزند و از دنیا برود، به همان اندازه در نزد خداوند مسئول هستم و در قیامت باید جوابگو باشم.

تلاش کنیم این نعمت های عمومی را حفظ کرده و قدر آن را بدانیم، لذا در نظر گرفته اند به شکل نمادین از چند نفری که با دوچرخه به مصلی می آیند، هدیه ای در بین الصلاتین به آن ها بدهند .

مسئله سوم:

ریاست محترم جمهور، جناب آقای روحانی اخیراً صحبتی کرده اند که این صحبت واقعیت این است که صحبت قابل قبولی نیست، خودشان هم صراحتاً اعلام کردند که نقد باید در جامعه باشد و ما حق داشته باشیم که حرف و کار دیگران را نقد کنیم.

البته مستحضر هستید که نقد باید مودبانه باشد، نقد معنایش این است که یک حرف یا عملی که انجام گرفته است، صاحب نظران و متخصصین بگویند که این حرف فلان مقدارش درست و فلان مقدارش غلط، این مقدارش حق و این مقدارش ناحق است، فلان عملی که تو انجام دادی این مقدارش درست است و این مقدارش غلط، حق را از باطل تشخیص دادن، خوب را از بد شناختن، می گویند امام جمعه نیم ساعت حرف زد در این نیم ساعت چهار جمله اش غلط بود و پنج جمله اش درست، به این نقد می گویند.

البته نقد باید مودبانه و منصفانه باشد قصدمان این نیست که آبروی یک نفر را برده و توهین کنیم و فحش دهیم اینها که حرام هستند، اما اگر مودبانه بگوییم فلانی، این کاری که تو انجام داده ای به نظر می آید فلان قسمتش درست و فلان قسمتش درست نیست، می خواهیم با احترام برادر عیب برادر را گفته و نقد کند.

جناب آقای رئیس جمهور گفتندکهدر جامعه باید نقد باشد اما چند مسئله گفتند که این مسائل با اعتقادات ما سازگار نیست لذا ما حرف های جناب رئیس جمهور را که گفتند باید در جامعه نقد باشد، نقد می کنیم.

رئیس جمهور گفتند که نقد باید در جامعه باشد حتی در زمان پیامبر (ص) شخصی که به خدمت ایشان می آمد، وقتی حضرت حرفی می زدند، آن شخص می پرسید که آیا این سخن خداوند است؟ وقتی پیامبر می فرمودند از سوی خدا قبول می کرد و وقتی می فرمودند حرف خودم هست ممکن بود حرف پیامبر خدا (ص) را قبول نکند و نقد کند.

این سخن، سخن درستی نیست معصوم نمی شود نقد کرد، در معصوم اشتباه وجود، باطل و بد وجود ندارد تمام کار و حرف و اعمال معصوم معصومانه است و ذره ای عیب در معصوم وجود ندارد تا کسی بگوید به نظر من شما اشتباه کردید، این کار شما درست بود و این کار شما غلط.

با صراحت آقای رئیس جمهور آنطور که ما شنیدیم، گوش دادیم و دیدیم این مطلب را بیان کردند و این حرف صحیحی نیست و خود رئیس جمهور هم قبول دارند که ما باید نقد کنیم و نقد می کنیم.

اصل جریانی که رئیس جمهور اشاره کردند در قرآن آیه آن به صراحت آمده است و شان نزول این آیه را شیعه و اهل سنت نقل کرده اند.

جریان این است که مرحوم امین الاسلام در مجمع البیان از امام صادق (ع) و ایشان از پدران خود نقل می کنند و می فرمایند: زمانی که پیامبر بزرگوار اسلام (ص) در غدیر خم امام علی (ع) را به امامت منصوب کردند و فرمودند: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ، أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ».

وقتی این مساله در کشور اسلامی منتشر شد که پیامبر اسلام (ص) داماد خود را به عنوان جانشین انتخاب فرموده اند، نعمان بن حرث به محضر پیامبر (ص) آمد و گفت :"به ما گفتید که خداوند فرموده شهادت دهید که جز خدا معبودی نیست و شهادت دهید که شما پیامبر هستید و ما را به حج و جهاد و نماز و روزه و خمس و زکات دعوت فرمودید همه را قبول کردیم، اما به این هم راضی نشدید و کار به اینجا رسید که فرمودید این جوان بعد از من امام شما است، آیا این امری از سوی خدا است یا از خودتان می گویید؟".

پیامبر (ص) فرمودند: "قسم به خدایی که پس از او معبودی نیست این امر از سوی خدا است"، نعمان تحمل نکرد و از محضر پیامبر خدا (ص) خارج شد این شخص به قدری خبیث بود امامت حضرت علی (ع)را قبول نکرد و گفت:"خدایا اگر این امر حقاً از سوی توست که تو فرموده ای علی بن ابیطالب امام ما باشد من نمی توانم تحمل کنم سنگی از آسمان بفرست تا من را از بین ببرد" خداوند سنگی فرستاد که همانجا بر سرش افتاد و از بین رفت.

در همین حال آیه ای از جانب خداوند نازل شد، آیه اول سوره معارج، که خداوند فرمودند: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ، لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ» یک فرد کافر از خدا عذاب خواست و عذاب واقع شد و کافران راهیچ چیز نمی تواند از این عذاب نگه دارد.

این شخص کافر بود، انسان نمی تواند به پیامبر الهی (ص) خرده بگیرد و نقد کند، چون خدای متعال در قرآن می فرمایند: «وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى،إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى» پیامبر از روی هوای نفس حرف نمی زند و هر چه خداوند می گوید همان را بر زبان می آورند.

اصلا خداوند متعال به صراحت می فرمایند: «فَلا وَ رَبِّکَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّي يُحَکِّمُوکَ فيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا في‏ أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْليماً» که ای پیامبر (ص) اینها مومن نیستند مگر اینکه تو را به عنوان حکم قرار دهند، در آنجا که بین آنها اختلاف می شود تو را حکم قرار دهند و هر وقت حکم کردی در قلب خود به آنچه حکم می کنی احساس ناراحتی هم نکنند، نه تنها باید قبول کنند حتی باید قلباً از حکمی که رسول خدا (ص) می دهد احساس ناراحتی نکنند، این مساله نباید حتی از قلبشان بگذرد چون پیامبر معصوم هست و اشتباه نمی کند.

جناب رئیس جمهور این مساله صحیحی نیست حرف خودت را اصلاح کن، نه تنها پیامبر بلکه امامان معصوم و اهل بیت (ع) نیز هم همینطور هستند، هیچ کس نمی تواند بگوید علی بن ابیطالب (ع) در جنگ جمل کار درستی کرد ولی در جنگ صفین اشتباه کرد، هر کس این را بگوید مرتد و کافر می شود، امام معصوم را نمی شود نقد کرد که بگوییم این حرف ایشان درست و این حرفشان غلط بوده است.

در خطبه ۱۹ نهج البلاغه هست، حضرتامیرالمومنین (ع)بر منبر بودند و صحبت می کردند اشعث ابن قیس به پا خواست و گفت: "یا امیر المومنین این حرف ها که می گویی به ضرر خودت است نه به منعت"، امام (ع) با دقت به او نگاه کردند و فرمودند: "تو چه می فهمی کدام حرف بر له یا علیه من است، لعنت خداوند و لعنت لعنت کنندگان بر تو باد، ای پست فرزند پست، ای منافق فرزند کافر، به خداوند قسم تو یک زمان در زمان کفر اسیر کافران شدی و یک زمان هم بعد از اسلام آوردن مرتد و کافر شدی و مسلمانان تو را اسیر کردند.

اشعث بن قیس کافر و منافق بود، کسی نمی تواند بگوید حرف امام معصوم درست یا غلط است، این حرف، حرف صحیحی نیست، غیر معصوم قابل نقد است، حتی اگر رهبر و فقیه باشد، امام (ره) در زمان حیات به تلویزیون آمده و به صراحت اعلام کرد که در مورد دولت موقت اشتباه کرده است، مگر چه می شود؟، انسان وقتی اشتباه کند، می توان او را نقد کرد، اما معصوم را نمی توان نقد کرد، سخن، نگاه و همه رفتار معصوم از سوی خداوند تعالی است و ذره ای در معصوم اشتباه وجود ندارد.

اگر معصوم اشتباه کند تمام دین ما زیر سوال می رود، این امامی که به ما فرموده نماز صبح دو رکعت است، شاید اشتباه می کنند؟ پیامبر (ص) به ما فرموده اند یک ماه روزه، شاید اشتباه کرده است.

عبدالعزیز ابن مسلم روایتی از حضرت رضا (ع) نقل می کنند: با حضرت امام رضا (ع) در مرو بودیم، جمعه بود و جمع شده و در مورد امامت با هم بحث می کردیم، حرف های اختلافی می گفتند من محضر امام آمده و گفتم درباره امامت بحث داشتیم و آن ها فلان می گفتند، اصل مساله را شما بفرمایید، امام (ع) فرمودند: آن ها اشتباه می کنند خبر ندارند و به مساله جاهل هستند وقتی خداوند متعال بنده ای را از بین بندگان خود برای کارهای بنده های خود انتخاب می کند، یعنی امام قرار می دهد یا معصوم می کند، اولاً خداوند به او شرح صدر می دهد و سینه او را گشاده می کند و چشمه های حکمت را در قلب او جاری می کند و علم را در قلب او پر می کند، هر کسی سوال بپرسد زبان خود را نمی جود و جواب می دهد،در مقابل سوال آواره نمی مانند که جواب این سوال چیست، همه چیز را خدا به او الهام می کند و هر چه بپرسند جواب می دهند و محیر نمی مانند که جواب کدام است و او از سوی خدا حمایت و مورد تایید و موید نزد الهی است و خدا به او حرف ها را یاد می دهد و امام از تمام اشتباه و خطاها و باطل به دور است.

لذا این حرف را به صراحت عرض می کنم که اشتباه است هر کس و هر مقام و پست بگوید، امام معصوم قابل نقد نیست حرف امام را بوسیده و بر روی چشم می گذارند.

طرف محضر امام صادق (ع) آمد، با خود میوهآورده بود و گفت که اگر شما این میوه را از وسط نصف کرده بگوید این نصفش حلال و این نصفش حرام است من می پذیرم، ما باید به امام اینگونه نگاه کنیم و این گونه هم هست اگر میوه ای را امام از وسط نصف کند و بگویند این شقش حلال و این شقش حرام است ما اگر مسلمان و مومن هستیم باید بگوییم این قسمتش حلال و این قسمتش حرام است.

از امام می شود سوال پرسید و سوال کرد که آقا علت آن چیست؟ اما بگویم که این مسئله اشتباه است و بهآن علت بیاورد اشتباه است، البته می تواند نقد کند اما اگر نقد کرد دیگر مسلمان و شیعه نیست و این مساله قابل قبولی نیست، یقینا آقای رئیس جمهور به این مساله توجه نداشته و با صراحت نه دفترش که باید خودش اعلام کند که این مساله اینگونه بود و مساله صحیحش این است که نه امام و نه پیامبر (ص) را می توان نقد کرد، باید سلم محض بود چون هر چه می گوید حرف خداوند متعال است.

امیدواریم پروردگار تبارک و تعالی ما را بیشتر با معارف دین آشنا کند.

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ (1) اللَّهُ الصَّمَدُ (2) لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ (3) وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ (4)

 


پیگیری در آپارات پیگیری در لنزور محبوبیت گوگل عضویت در کانال تلگرام فيسنما ارسال به دیگ ارسال به افسران ارسال به کلوب

تاریخ درج: 1396/10/29
© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.


در صورت مقدور بودن نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

"پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.

" پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی " از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





آدرس: اروميه ، بلوار رسالت ، خيابان شهيد نوري (گلديس) ، جنب مصلي  بزرگ امام خميني (ره) ، دفتر امام جمعه اروميه

شماره تماس :  32358091-044                 فاکس : 32358092-044

پست الکترونيکي : info@sebghah.ir                  سامانه پيام کوتاه : 50001916


© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.