نسخه چاپي

خطبه های نماز جمعه ارومیه - 96/05/13

 

بسم الله الرحمن الرحیم

♦خطبه اول:

سَلامُ علیکم وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم، اَلحَمْدُ وَ الثَّنَاءِ رَبِ العَالَمِین، ثُمَ اَلصَّلَاهِ وَ اَلسَلَام عَلَی بَشِیرِ النَّذِیر وَ السِرَاجِ الْمُنِیر وَ دَاعِیاً اِلَی الله بِاِذْنِهِ، نُورُ الله السَّاطِع وَ ضِیاءِ اللَّامِع وَ عُرْوَهِ الْوُثْقَی وَ الْمَثَلِلْ اَعْلَاء وَ الْمُفَضَّلِ عَلَی جَمِیعِ الْوَرَاء، مُحَمَّدٍ النَّبِئ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علی آلِهِ الطیبین الطاهرین، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ، من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ، اوصيکم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ.

خودم و شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی و اطاعت از دستورات خداوند تعالی و پرهیز از محرمات الهی دعوت می‌کنم. تنها راه نجات برای ما انسان‌ها در دنیا و آخرت با تقوا زندگی کردن و با تقوا از دنیا رفتن است.

از درگاه خداوند متعال می خواهیم که ما را با تقوا زنده نگه دارد، با تقوا از این دنیا ببرد و ان شاء الله در ضمره متقین در روز قیامت مبعوث کند.

امروز یازدهم ماد ذیقعده و با سالروز ولادت با سعادت حضرت علی ابن موسی الرضا صلوات الله و سلام علیه مصادف است، ولادت حضرت امام رضا علیه السلام را محضر حضرت ولی عصر عجل الله تعالی تبریک و تهنیت عرض می نماییم؛ امیدواریم خداوند ما را در دنیا و آخرت با اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام محشور نمایند و توجهات و عنایات امام رضا علیه السلام را در این ایام ولادت و دهه ی کرامت شامل حال ما بفرماید.

امام صادق صلوات الله و سلام علیه در سال 148 هجری در بیست و پنجم ماه شوال به شهادت رسیدند و حدود شانزده روز بعد از آن، در یازدهم ماه ذیقعده امام رضا صلوات الله و سلام علیه در روزی مثل امروز متولد شدند.

زندگانی امام رضا صلوات الله و سلام علیه از فراز و نشیب پر است از جمله مهمترین فرازها در زندگی امام، آن مدتی است که توسط مأمون به خراسان جلب و دعوت شدند و در ایران زندگی کردند، حضور حضرت در مملکت ما تمام پر از برکت و رحمت بود، ما آمدن امام به ایران تشییع در ایران قدرت پیدا کرد و با آمدن سادات علوی به ایران مسئله احکام دین و شیعه در مملکت با بیشتر تثبیت پیدا کرد.

زندگی امام رضا علیه السلام سرتاسر برای مملکت ما در آن ایام خیر و برکت بود و بعد از شهادت هم وجود قبر مطهر آن حضرت در مملکت ما از بزرگترین رحمات و عنایات الهی برای ما ایرانیان است؛ شاید در قیامت مشخص شود که خداوند متعال به وسیله آن بزرگوار چه بلاها و مصائبی از کشور ما دفع کرده و بعد از این هم دفع خواهد کرد.

راوی نقل می کند که حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام با فرزندان دور هم جمع بودند، امام رضا علیه السلام جوان بودند و سن کمی داشتند، وقتی از مقابل حضرت رد می شدند، امام علیه السلام به امام رضا علیه السلام نگاه کرد و با این مضمون فرمودند: "«مَرَّ بِهِ ابْنُهُ وَ هُوَ شَابٌ حَدَثٌ وَ بَنُوهُ مُجْتَمِعُونَ عِنْدَهُ فَقَالَ إِنَّ ابْنِی هَذَا یَمُوتُ فِی أَرْضِ غُرْبَهٍ فَمَنْ زَارَهُ مُسَلِّماً لِأَمْرِهِ عَارِفاً بِحَقِّهِ کَانَ عِنْدَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ کَشُهَدَاءِ بَدْرٍ» فرزند من (امام رضا علیه السلام) در سرزمینی غریب از دنیا خواهد رفت، هر کس قبر او را زیارت کند در حالی که به امامت او تسلیم و به امامتش عارف است این شخص در محضر خداوند مقامی به اندازه مقام شهداء بدر خواهد داشت"(1) ؛ زیارت قبر شریف امام رضا علیه السلام آن قدر ثواب دارد که در روایات فراتر از حد به آن توصیه شده است و یکی از روایات همین روایت بود که محضرتان عرض کردم.

تبرکاً و تیمناً یک روایت از امام رضا صلوات الله و سلام علیه خدمتتان عرض می کنم و امیدوارم ان شاء الله در گوینده و شنوندگان مؤثر واقع شود، مقدمتاً خدمتتان عرض کنم که در دین ما جایگاه عقل و اندیشه و تفکر فراتر از حد است، خداوند متعال برای عقل مقام و ارزش زیادی قائل است و لذا مقام عقل از علم بالاتر است.

امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه در نهج البلاغه می فرمایند: "«رُبَّ عَالِمٍ قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لَا يَنْفَعُهُ» چه بسا شخص عالمی که جهل او را هلاک کرده و علمش همراه اوست اما فائده ای برایش ندارد"(2). در روایات عمدتاً عقل را در مقابل جهل قرار داده اند، آنکه عقل نداشته باشد یا عقلش کم باشد در فرهنگ دین جاهل است؛ لذا ممکن است انسان عالم باشد، استاد حوزه و دانشگاه باشد اما عاقل نباشد، اگر عقلش کم باشد و عاقل نباشد در نظر دین جاهل است؛ ممکن است یک شخصی علم روز نداشته باشد اما انسان عاقلی باشد در محضر خداوند متعال انسان ارزشمندی است.

از وجود مقدس پیامبر بزرگوار اسلام صل الله علیه و آله نقل شده است که حضرت فرموده اند: "«لَمْ یُعْبَدِ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَیْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ» خداوند متعال با هیچ چیز افضل تر از عقل عبادت نشده است"(3). هر کسی عقلش بیشتر است ارزش عبادتش بیشتر است، ارزش عبادت انسان عاقل از انسان جاهل خیلی بیشتر است؛ لذا در دین ما خیلی به مسئله عقل، فکر و تعقل سفارش شده است، اساس دین ما عبارت است از تعقل و عقل، برای همین فقها فرموده اند در اصول دین تقلید جایز نیست و اصول دین را هر کس باید با عقل و منطق خود برایش ثابت شود.

از حضرت امام رضا صلوات الله و سلام علیه نقل شده است که حضرت می فرمایند: "«لا يَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَكُونَ فيهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَيْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. يَسْتَكْثِرُ قَليلَ الْخَيْرِ مِنْ غَيْرِهِ، وَ يَسْتَقِلُّ كَثيرَ الْخَيْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا يَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَيْهِ، وَ لا يَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَيْهِ مِنَ الشُّهْرَةِ.

ثُمَّ قالَ عليه السلام: أَلْعاشِرَةُ وَ مَا الْعاشِرَةُ؟ قيلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ عليه السلام: لا يَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَيْرٌ مِنّى وَ أَتْقى»"(4).

حضرت می فرمایند: عقل انسان مسلمان کامل نمی شود مگر اینکه در او ده خصلت باشد، ‌اگر این ده خصلت در انسان باشد عقلش تمام و قابل قبول است، این ده خصلت را به صورت خلاصه محضرتان عرض می نمایم و می توانیم خودمان را هم سنجش کنیم که ما از این خصلت ها چند نمره می توانیم بگیریم و عقل ما از نظر اهل بیت عصمت و طهارت علیهما السلام به چه اندازه است.

حضرت فرمودند: یکی از آن خصلت ها عبارت است از اینکه "مسلمان و مؤمن طوری باشد که مردم به خیر او امیدوار باشند"، وقتی می گویی فلان کس، بگویند که او هر چه از دستش بر بیاید کمک می کند، مردم به کمک و خیر او امیدوار هستند؛ بعضی از انسان ها هستند که وقتی می گویند که به فلان کس یک سفارش و تلفن بکن، انسان می گوید که از طرف او امکان ندارد خیری برسد و مثل سنگ است و حرف در او اثری نمی کند و اصلاً خیری از او نمی رسد، آن شخصی که مردم از او و خیر او ناامید هستند معلوم می شود که عقل او در نزد اهل بیت علیهماالسلام قابل قبول نیست و اهل بیت او را انسان عاقلی نمی دانند، عاقل کسی است که مردم به خیر او امیدوار باشند.

دومین خصلت عبارت است از اینکه "جماعت از شر او در امان باشند"، وقتی می گویند فلان کس بگویند از او برای ضرری نمی رسد؛ فلان کس از عیب کسی با خبر شد و فهمید بگویند اشکالی ندارد او آبروی انسان را نمی برد و از او ضرری به آدم نمی رسد؛ آن کسی که مردم خود را از شر او در امان می دانند معلوم می شود انسان عاقلی هستند، اما بعضی از افرادی که انسان از او می ترسد و کوچکترین خلاف انسان را در همه جا می گوید، انسان خود را از شر او در امان نمی داند و معلوم می شود که همچنین شخصی انسان عاقلی نیست؛ تنها شخص نیست در مجموعه ها هم همین طور است، قصد جسارت ندارم بیان حضرت را عرض می کنم؛ فلان مجموعه اگر از انسان کوچک ترین عیبی بداند در همه جا اعلام می کند، فلان خبرگزاری، فلان سایت و نشریه، مردم از شر اینها در امان نیستند، معلوم می شود که گردانندگان این مجموعه ها از دیدگاه اهل بیت علیهماالسلام انسان عاقلی نیستند.

سومین خصلت را این گونه فرموده اند که "انسان عاقل عبارت است از کسی که کار خوب اندک دیگران را بزرگ حساب می کند"، اگر کار خوب دیگران کم هم باشد آن را زیاد حساب می کند؛ فلان کس در ماه مبلغی به فقرا کمک می کند، در مورد این شخص می گوید آدم دست و دل بازی و انسان خیلی خوبی است.

چهارمین خصلت این است که "کار خیر زیاد خود را کم حساب می کند"، خیلی زحمت می کشد ولی وقتی می گویند، می گوید من که کاری نکرده ام؛ امیرالمؤمنین صلوات الله و سلام علیه با آن عظمت و عبادات نصف شب از خواب بیدار می شدند و می گفتند: "ای وای از اینکه علی ابن ابی طالب هیچ عملی ندارد"؛ برای خیلی از کارهای خوب خود ارزش قائل نمی شود و می گوید که این ها خیلی کم هستند و کم حساب می کند؛ برا نمونه عرض می نمایم، این مدیریت ها و مسئولیت ها برای هیچ کس نمی ماند و در حال تغییر است، آن مدیر و وزیر و رئیس می رود و به جایش شخص جدیدی می آید، آن کسی که تازه آمده اگر کارهای خیر رئیس قبلی را زیاد و کارهای خود را کم تعریف کرد، معلوم می شود انسان عاقلی است؛ اما آن مسئولی که کارهای خیر مسئولین قبلی را کم بشمارد، معلوم می شود که انسان عاقلی نیست و اهل بیت علیهما السلام این فرد را عاقل نمی دانندو در محضر امام رضا علیه السلام انسان عاقل کسی است که کارهای خوب هر چند کم افراد دیگر را بزرگ شمارد و کارهای خوب هر چند زیاد خود را کم شمارد.

پنجمین خصلت این است که "از مراجعه مردم ناراحت نمی شود"؛ یکی که می آید و حرف، خواسته و حوائج خود را به او می گوید از این کار ناراحت، عصبانی نمی شود، معلوم می شود این چنین آدمی انسان عاقلی است، اما آن کسی که داد و بیداد کند که چقدر به من مراجعه می کنند، معلوم می شود انسان عاقلی نیست؛ از امام حسین علیه السلام نقل است که فرموده اند: "«أَنَّ حَوَائِجَ النَّاسِ إِلَيْكُمْ مِنْ نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْكُمْ فَلَا تَمَلُّوا النِّعَمَ فَتَتَحَوَّلَ إِلَى غَيْرِكُم» احتیاجات مردم برای شما از نعمت های الهی است، ناراحت نشوید اگر ناراحت شوید خداوند این نعمت را از شما می گیرد و به دیگری می دهد"(5).

ششمین خصلت ای است که "تا آخر عمر از یادگیری علم خسته نمی شود و تا آخر عمر در جستجوی یادگیری است"؛ بعضی از مردم هستند که از یادگیری خوششان نمی آید و به بعضی چیزها عمل می کند که انسان می ترسد به او بگوید که این عملش درست نیست؛ انسان عاقل کسی است که بخواهد تا آخر عمر یاد بگیرد و از یادگیری خسته نشود، "ز گهواره تا گور دانش بجوی" از مظاهر این روایت است؛ انسان مؤمن تا آخر عمر به دنبال یادگیری می رود.

هفتمین خصلت این است که "محبوب تر است براش اینکه در دین و راه خداوند باشد ولی فقیر باشد از اینکه در دین و راه خداوند نباشد ولی غنی و ثروتمند باشد"؛ بگوید کسبم کم باشد ولی حلال باشد بهتر است از اینکه ثروتمند و میلیاردر باشم اما در مسیر خداوند نباشم و از حرام کسب کنم؛ هر کس فقر همراه با دین را قبول کند و آن را به ثروتمند بدون دین ترجیح بدهد، انسان عاقلی است؛ اما آنکه بخاطر ثروت از دینش دست می کشد در محضر اهل بیت علیهما السلام، انسان عاقلی نیست.

خصلت هشتم این است که "برایش خوشایند و محبوب تر است که در راه خدا باشد اما در بین مردم ذلیل باشد" و هیچ کس به او توجه نکند؛ برایش ایمان و اعتقاد داشتن و در مسیر خداوند حرکت کردن اما هیچ کس او را به حساب نیاورد بهتر و خوشایند باشد از این که در بین مردم عزیز باشد اما در صف دشمنان خداوند باشد و دین خداوند را از دست بدهد؛ می بینی در زمان انتخابات به دنبال دشمنان خداوند می رود که چند رأی به او بدهند و آن یکی می گوید که یک نفر هم به من رأی ندهد، مهم نیست ولی من دینم را از دست ندهم؛ آنکه ذلیل شدن و بدون احترام بودن در راه خدا را محبوب تر از عزیز بودن بین دشمنان بداند، انسان عاقلی است.

خصلت نهم این است که "بی نام و نشان بودن برایش محبوب تر از این باشد که مشهور باشد"، این جمله، جمله عجیبی است که فقط امام معصوم می تواند چنین جملاتی بیان کند؛ آن کسی که عقل داشته باشد می گوید اینکه من گمنام باشم خیلی بهتر است تا همه مرا بشناسند و با انگشت مرا نشان دهند؛ بعضی از انسان ها در همه جا می خواهد خود را نشان دهد، معلوم می شود که این شخص عقل ندارد؛ انسان عاقل طبق فرمایشات اهل بیت علیهماالسلام آن کسی است که گمنامی برایش از مشهور شدن بهتر است؛ بعضی ها در زمان انتخابات می داند که رأی نمی آورد اما می گوید که می خواهم نامم شناخته شود و مرا بشناسند و مشهور شوم.

حضرت فرمودند: "می دانید دهمین خصلت چیست؟"؛ مردم گفتند: "یابن رسول الله دهمین خصلت چیست؟"؛ حضرت فرمودند: "هر مسلمانی را ببیند بگوید این شخص از من بهتر و باتقواتر است"، خود را از دیگران بهتر نداند؛ آن کسی که مثلاً می گوید من امام جمعه ام، من عمامه بسرم و من از همه بهترم، معلوم می شود که عقل ندارد؛ انسان عاقل آن کسی است که وقتی مؤمنی را می بیند می گوید از من بهتر و با تقواتر است؛ هر کس خود را از دیگران بهتر و با تقواتر بداند معلوم می شود در عقل مشکل دارد.

امیدواریم خداوند متعال عنایت فرماید و به همه ما توفیق دهد که در محضر اهل بیت علیهماالسلام از عقلا محسوب شویم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم ، الْحَمْدُ وَ الثنا لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ، ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ علی سَيِّدَنَا و حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ ، الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ ، وَ الرَّسُولِ المصدد الْمُصْطَفِي الْأَمْجَدِ أَبِي الْقَاسِمِ مُصْطَفی مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علی آلِهِ الطیبین الطاهرین ، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ ، من الآن الی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ، اُوصِيکُم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ.

خودم و شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی و اطاعت از دستورات خداوند تعالی و پرهیز از محرمات الهی دعوت می‌کنم. تنها راه نجات برای ما انسان‌ها در دنیا و آخرت با تقوا زندگی کردن و با تقوا از دنیا رفتن است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴

***************************

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرحیم، الْحَمْدُ وَ الثَّنَا لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، بَارِئِ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ بَاعِث الْأَنْبِيَاءِ وَ الْمُرْسَلِين ثُمَّ الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ علی سَيِّدَنَا و حَبِيبِ إِلَهِ الْعَالَمِينَ، الْعَبْدِ الْمُؤَيَّدِ، وَ الرَّسُولِ المصدد الْمُصْطَفِي الْأَمْجَدِ أَبِي الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) وَ علی آلِهِ الطیبین الطاهرین، سِيَّمَا بَقِيَّةُ اللَّهِ فِي الْأَرَضِينَ، و اللَّعْنِ الدَّائِمِ عَلِيِّ أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِينَ، مِنَ الَآنَ اِلِی قِيَامِ يَوْمِ الدِّينِ، اَللّهُمَ وَ صَلِّ عَلَی عَلِیٍ اَمِیرِ المُومِنیِن، سَیِدَ الوَصِّیین وَ آیَتِکَ الْکُبْرَى وَ النَّبَإِ الْعَظِیمِ وَ صَلِّ عَلَى الصِّدِّیقَةِ الطَّاهِرَةِ فَاطِمَةَ [الزَّهْرَاءِ] سَیِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ صَلِّ عَلَى سِبْطَیِ الرَّحْمَةِ وَ اِمَامِی الهُدَی، الحَسَن و الحُسَین، سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، اللهم و صل علی ائمة المسلمین، علی ابن الحسین و محمد ابن علی و جعفر ابن محمد و موسی ابن جعفر و علی ابن موسی و محمد ابن علی و علی ابن محمد و الحسن ابن علی و الخلف الحجة القائم المنتظر المهدی، حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک، اللهم و صل علی ولی امرک المؤمّل و العدل المنتظر، و حفه به ملائکتک المقربین و ایده بروحِ القدس یا رب العالمین، اللهم هؤلاء ائمتنا و سادتنا و قادتنا بهم نتولی و من اعدائهم نتبرء الی یوم القیامه، «اَللّهُمَ وَصَلِ عَلَيْهِمْ صَلاةً لا يَقْوى عَلى اِحْصائِها و غیرک، اوصيکم عِبَادَ اللَّهِ وَ نَفْسِي بتقوي اللَّهِ وَ اتِّبَاع أَوَامِرِهِ».

خودم و شما عزیزان را به رعایت تقوای الهی و اطاعت از دستورات خداوند تعالی و پرهیز از محرمات الهی دعوت می‌کنم. تنها راه نجات برای ما انسان‌ها در دنیا و آخرت با تقوا زندگی کردن و با تقوا از دنیا رفتن است.

در خطبه دوم چند مسئله را بصورت خلاصه و فشرده محضرتان عرض می‌نمایم.

مسئله اول:

اولین مسئله، مسئله عظیم و مهم حج است که الحمدلله، خداوند متعال لطف کردند و زمینه شرکت حجاج ایرانی در کنار بیت الله الحرام فراهم شد و به حمدالله مسلمانان از مملکت ما آرام آرام عازم سرزمین وحی می شوند، امیدواریم ان شاء الله، خداوند متعال عنایت فرمایند با حج مقبول، صحیح و سالم و با موفقیت به وطن خود باز گردند و در محضر خانواده هایشان باشند.

مسئله حج مسئله ی خیلی با اهمیتی است، پروردگار تبارک و تعالی تعبیر عجیبی راجب حج آورده است؛ "«للهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ» حق خداوند بر گردن مردم است که خانه خدا را زیارت کنند برای هر کسی که استطاعت داشته باشد و هر کس کفران کند (به کفر عملی دچار شود و عمل حج را انجام ندهد) همانا خداوند بی نیاز از مردم است"(6)؛ اهل بیت علیهماالسلام فرموده اند: " «بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَی خَمْسٍ الْوِلَایَهِ وَ الصَّلَاهِ وَ الزَّکَاهِ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ الْحَجِ» دین اسلام روی پنج ستون است ولایت، نماز، زکات، روزه ماه رمضان و حج"(7)؛ لذا مسئله حج،‌ مسئله خیلی مهمی است، این که مسئولین نظام جمهوری اسلامی تلاش می کردند تا حجاج ایرانی در کنار بیت خداوند حضور بیابند، چون این دستور خداوند و اهل بیت بود؛ نظر دشمنان هم این بود که مؤمنین و مسلمانان از ایران در آنجا حضور نداشته باشند؛ اما مسئولین و مؤمنین ایرانی هم قصد داشتند که حضور داشته باشند و در این عمل عظیم حج حضور ایرانیان به چشم بیاید و به این وسیله وظیفه عبادی و سیاسی خود را به جا بیاورند.

اهل بیت علیهماالسلام فرموده اند: "«لَوْ تَرَکَ النَّاسُ الْحَجَّ لَمَا نُوظِرُوا الْعَذَابَ أَوْ قَالَ لَنَزَلَ عَلَیْهِمُ الْعَذَابُ» اگر مردم حج را ترک کنند خداوند متعال مجال نمی دهد و فوراً آن ها را عذاب می کند"(8) لذا واجب است انسان عمل حج را به جا بیاورد، مسئله حج به قدری اهمیت دارد که به ما توصیه شده در ماه رمضان در حالی که در مظان استجابت دعا قرار گرفتیم سه مسئله را از خداوند بخواهیم «زیارت بیت خدا، درک شب قدر و شهادت در راه خدا».

عده ای در فضای مجازی در سایر مجموعه ها علیه حج صحبت می کنند که "چرا پولتان را می برید و به جیب وهابیت می ریزید"، این حرف غلط و برخلاف "ما انزل الله" است، خداوند به صراحت در قرآن می فرماید: "للهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ"؛ امیرالمؤمنین در وصیت خود برای فرزندانش (امام حسن و امام حسین علیهما السلام) صراحتاً می فرمایند: "حق خداوند را در خانه خدا (مسئله حج و کعبه) رعایت نمایید"، اگر کعبه از زائر خالی شود خداوند مهلت نمی دهد و عذاب می نماید؛ لذا خوش به حال آنان که عازم شده اند و یا خواهند شد.

بنده دو توصیه برای شرکت کنندگان در عمل عظیم حج دارم، اول اینکه این رسم که وقتی کسی به سفر حج مشرف می شود مردم به دیدار آن ها می روند، ‌این رسم خوبی است اما شاید بهتر از آن این باشد که کسی که به حج مشرف می شود به نزد دوستان و آشنایان برود و از آن ها حلالیت بطلبد، فکر کند که به چه کسی بدی کردم، چه کسی بر گردن من حقی دارد، خدایی ناکرده در حق و مال چه کسی اجهاف کرده ام و آبروی چه کسی را برده ام؛ تا عملش خالص تر و مقبول تر باشد.

دوم اینکه کسی که به حج مشرف می شود تنبلی نکند و وجوهات شرعی اش را حتماً حساب کند، بعضی از افراد یک عمر وجوهات شرعی و خمس و زکات خود را محاسبه نکرده اند، هماطور به کنار بیت خداوند نرود، "لبیک اللهم لبیک" گفتن معلوم نیست در این حالت قبول شود؛ بعضی از افراد دلشان راضی به پرداخت خمس نیست وقتی به آن ها می گویی حداقل آن حوله ای که قرار است با آن احرام ببندی خمس آن را پرداخت کن می بینی دلش به پرداخت‌ آن مقدار کم هم راضی نیست، حاضر است بیست، سی میلیون برای خیرات خرج کند تا نامش بر زبان ها بیافتد اما در مسئله خمس که از واجبات است برایش سخت است که آن را پرداخت کند؛ نباید در سفر حج وجوهات شرعی برگردن داشته باشیم حداقل انسان "دست گردن" نماید تا عملش مقبول باشد.

مسئله دوم:

فرمایشات پر اهمیت مقام معظم رهبری در جریان تنفیذ حکم ریاست جمهوری که به ریاست محترم جمهور و مسئولین مسائل مهمی را بیان نمودند؛ اولاً تنفیذ از مسائل مهم در نظام جمهوری اسلامی است، در نظام اسلامی رآی مردم برای رئیس جمهور مقبولیت می دهد یعنی اکثر مردم این شخص را قبول می کنند و قدرت اجرایی را به این شخص می سپارند اما بر اساس اعتقادات ما مشروعیت از ناحیه رای مردم نمی آید؛ در نظام های غرب، سرمایه داری و سکولاریستی رای مردم مشروعیت هم می آورد اما در نظام اسلامی رای مردم مشروعیت نمی آورد و فقط مقبولیت می آورد، ممکن است یک زمانی مردم جمع شوند و به یک کاری یا یک شخصی رای دهند اما این شخص یا کار مورد قبول پروردگار نباشد در این صورت این شخص مقبولیت دارد اما مشروعیت ندارد.

معنای تنفیذ عبارت است از این که رای مردم به یک شخص که او را به عنوان مدیر اجرایی یک کشور قبول می کنند، رهبر نیز با اذن خداوند بر رای مردم صحه می گذارد و تنفیذ می کند، وقتی رهبری به عنوان جانشین حضرت ولی عصر صلوات الله و سلام علیه رای مردم را تأیید کردند بعد از آن عمل و تصمیمات رئیس جمهور و مدیر اجرایی شرعی می شود؛ این مقام هم در حقیقت مقام مقبولیت مردم و هم مشروعیت می شود؛ در حقیقت حق حاکمیت برای خداست و خداوند این حق حاکمیت را بر عهده پیامبران قرار داده است و بعد از پیامبران بر عهده اهل بیت و بر اساس فرمایشات اهل بیت در زمان غیاب اهل بیت این مشروعیت به ولی فقیه می رسد و وقتی ولی فقیه رای مردم را تنفیذ نمود مدیر اجرایی مشروعیت پیدا می کند تا مدیریت کند.

در مراسم تنفیذ مقام معظم رهبری مفصل صحبت نمودند و لازم است هم مسئولین و هم مردم و مخصوصاً ریاست محترم جمهور و دولت دوازدهم این کلمات و توصیه ها را یک به یک مد نظر قرار دهند.

مقام معظم رهبری در فرمایشات خود فرمودند: لازم است تذکر دهم که دشمن را فراموش نکنید و همیشه متوجه این باشید که دشمن در کمین است و جمله ای از امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: "مَن نامَ لَم یُنَم عَنه، اَخَا الحَربِ اَرِق" هر کس در سنگر خوابید دشمن در سنگرش نخوابیده است و او را زیر نظر دارد آن کسی که در جنگ و میدان رزم است کاملاً بیدار و هوشیار است (9)، مسئولین دولت و ریاست محترم جمهور و وزراء اگر از دشمن غفلت نمایند دشمن غافل نیست و در سدد حمله و ضربه زدن است.

مقام معظم رهبری فرمودند بنده سه جهت گیری به دولت پیشنهاد می کنم اول اینکه: "مشکلات مردم را حل نمایند، مشکلات مردم نباید در غفلت باشد و کاملاً حل مشکلات مردم باید مد نظر دولت باشد"؛ مقام معظم رهبری از خود این حرف را نمی زنند، این فرمایش خداوند و اهل بیت است؛ خداوند حتی در مورد پیغمبر می فرماید: "پیامبری از بین شما براتان انتخاب کرده ام که وقتی شما به مشکل بیافتید برایش خیلی سخت است"، رئیس جمهور و وزیر باید اینگونه باشند، امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: "أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لاأُشَارِكُهُمْ فِی مَكَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَكُونَ أُسْوَةً لَهُمْ فِی جُشُوبَةِ الْعَیشِ" اگر مردم به بگویند امیرالمؤمنین کافی است و من مشکلات مردم را با آن ها همراهی نکنم و شریک نباشم (10)؛ دولت و سردمداران دولت باید در مشکلات مردم غرق شوند و تمام تلاششان این باشدکه این مشکلات را حل نمایند.

جهت گیری دوم اینکه: "باید با دنیا تعامل کنیم، تعامل خوب است اما نباید زیرسلطه برویم"؛ خداوند در قرآن صراحتاً می فرمایند: "لا يَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوکُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِيارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ" آنهایی که با شما دشمنی نمی کنند و اهل تعامل هستند با آن ها تعامل کنید و به آن ها نیکی و با تعامل با آن ها رفتار کنید(11).

جهت گیری سوم اینکه: "در مقابل سلطه طلبان که در راس آن ها آمریکا است باید مقاوم بایستید"؛ خداوند می فرمایند: "فَاستَقِم كَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَكَ" ای پیامبر هم خودت و هم مؤمنین باید استقامت به کنید (12)؛ هم مردم و هم دولت باید در مقابل آمریکا بایستند.

امیدواریم خداوند تبارک و تعالی توفیق عنایت فرماید تا دولت محترم در مسیر پیاده کردن منویات رهبری موفق شوند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ﴿۱ اللَّهُ الصَّمَدُ ﴿۲ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ ﴿۳ وَلَمْ يَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ﴿۴

 

منابع:

(1)   کامل الزیارات ص 304

(2)   نهج البلاغه حکمت 104

(3)   بحارالانوار جلد 1 صفحه 106

(4)   بحارالانوار جلد 75 صفحه 336

(5)   بحار الانوار جلد 75 صفحه 127

(6)   سوره آل عمران آیه 97

(7)   وسائل الشیعه جلد 1 صفحه 13

(8)   وسائل الشیعه جلد 11 صفحه 20

(9)   نهج البلاغه نامه 62

(10)  نهج البلاغه نامه 45

(11)   سوره الممتحنه آیه 8

 

(12)   سوره هود آیه 112


پیگیری در آپارات پیگیری در لنزور محبوبیت گوگل عضویت در کانال تلگرام فيسنما ارسال به دیگ ارسال به افسران ارسال به کلوب

تاریخ درج: 1396/05/13
© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.


در صورت مقدور بودن نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.

"پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.

" پایگاه اطلاع رسانی دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی " از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.

نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 





آدرس: اروميه ، بلوار رسالت ، خيابان شهيد نوري (گلديس) ، جنب مصلي  بزرگ امام خميني (ره) ، دفتر امام جمعه اروميه

شماره تماس :  32358091-044                 فاکس : 32358092-044

پست الکترونيکي : info@sebghah.ir                  سامانه پيام کوتاه : 50001916


© کلیه حقوق این سایت متعلق به دفتر نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه بوده و استفاده از مطالب با ذکر منبع آزاد است.